خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۲۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حمد تو بینهایت و لطف تو بیکرانبا جمله در حدیث و جمال تو بس عیان
۲
فی الجمله چون منم تو همه کیستی بگوور خود توئی بگو که من اکنون شدم نهان
۳
در کعبه و کنشت و خرابات وصل تستدر زهد و در صلاح و در انکار و امتحان
۴
فی الجمله عارفیم به هر صورتی که هستدر دیدن صفات و کمال تو هر زمان
صفحهٔ ۱ از ۲