خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۲۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما آشنای خویشیم بیگانگی رها کندُردی به ذوق می نوش درد دلت دوا کن
۲
در بحر ما قدم نه با ما دمی برآورآب حیات ما نوش میلی به سوی ما کن
۳
خواهی که پادشاهی یابی چو بندگانشبر درگه کریمان در یوزه چون گدا کن
۴
داری هوا که گردی سردار بر در اودر پای دار سر نه هم ترک دو سرا کن
صفحهٔ ۱ از ۲