خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۳۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای منور دیدهٔ مردم به نور روی توعالمی آشفته چون باد صبا از بوی تو
۲
عقل می خواهد که گردد گرد کوی تو ولیگرد اگر گردد نگردد هیچ گرد کوی تو
۳
هر چه می بینم بود در چشم من آئینه ایمی نماید در نظر نقش خیال روی تو
۴
گر به کعبه می روم یا می روم در میکدهواقفی بر حال من باشم به جستجوی تو
صفحهٔ ۱ از ۲