خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۴۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما نقش خیال تو کشیدیم به دیدهخوش نقش خیالیست درین دیده بدیده
۲
نوریست که در دیدهٔ ما روی نمودهنقشیست که بر پردهٔ این دیده کشیده
۳
دایم دل ما بر در جانانه مقیم استگر جان طلبد هان بسپاریم به دیده
۴
این گفتهٔ مستانهٔ ما از سر ذوق استخود خوشتر ازین قول که گفته که شنیده
صفحهٔ ۱ از ۲