خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۴۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرنجان جان باقی را برای این تن فانیدریغ از آن چنان جانی که بهر تن برنجانی
۲
به دشواری مخور خونی مشو ممنون هر دونیقناعت کن ز کسب خود بخور نانی به آسانی
۳
هوای دیو نفسانی مسخر کن سلیمانیچرا عاجز شدی آخر به دست دیو نفسانی
۴
شراب عشق او در کش که تا چون ما شوی سرخوشاگر فرمان نخواهی برد مخمورم تو می دانی
صفحهٔ ۱ از ۲