شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۴۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زهی عقل و زهی دانش که تو خود را نمی دانیدمی باخود نپردازی کتاب خود نمی دانی
۲
چو تو نشناختی خود را چگونه عارف اوئیخدای خود نمی دانی بگو تا چون مسلمانی
۳
خیالی نقش می بندی که کار بت پرستانسترهاکن این خیال خود که یابی زان پشیمانی
۴
اگر زلفش به دست آری بیابی مجمع دلهابسی جمعیتی یابی از آن زلف پریشانی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth