خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۱۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای عاشقان ای عاشقان آن کس که بیند روی اوشوریده گردد عقل او آشفته گردد خوی او
۲
معشوق را جویان شود دکّان او ویران شودبر رو و سر پویان شود چون آب اندر جوی او
۳
در عشق چون مجنون شود سرگشته چون گردون شودآن کو چنین رنجور شد نایافت شد داروی او
۴
جان ملک سجده کند آن را که حق را خاک شدترک فلک چاکر شود آن را که شد هندوی او
صفحهٔ ۱ از ۶