خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۱۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای عشق تو موزونتری یا باغ و سیبستان توچرخی بزن ای ماه تو جان بخش مشتاقان تو
۲
تلخی ز تو شیرین شود کفر و ضلالت دین شودخار خسک نسرین شود صد جان فدای جان تو
۳
در آسمان درها نهی در آدمی پرها نهیصد شور در سرها نهی ای خلق سرگردان تو
۴
عشقا چه شیرین خوستی عشقا چه گلگون روستیعشقا چه عشرت دوستی ای شادی اقران تو
صفحهٔ ۱ از ۵