شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۱۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن کون خر کز حاسدی عیسی بود تشویش اوصد کیر خر در کون او، صد تیز سگ در ریش او
۲
خر صید آهو کی کند؟ خر بوی نافه کی کشد؟یا بول خر را بو کند یا گه بود تفتیش او
۳
هر جوی آب اندر روَد، آن ماده خر بولی کندجو را زیان نبود ولی واجب بود تعطیش او
۴
خر ننگ دارد زآن دغل، از حق شنو بل هم اضلای چون مخنث غنج او، چون قحبگان تخمیش او
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth