شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۱۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جان و سر تو ای پسر نیست کسی به پای توآینه بین به خود نگر کیست دگر ورای تو
۲
بوسه بده به روی خود راز بگو به گوش خودهم تو ببین جمال خود هم تو بگو ثنای تو
۳
نیست مجاز راز تو نیست گزاف ناز توراز برای گوش تو ناز تو هم برای تو
۴
خیز ز پیشم ای خرد تا برهم ز نیک و بدخیز دلا تو نیز هم تا نکنم سزای تو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth