خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۱۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کی ز جهان برون شود جزو جهان هله بگوکی برهد ز آب نم چون بجهد یکی ز دو
۲
هیچ نمیرد آتشی ز آتش دیگر ای پسرای دل من ز عشق خون، خون مرا به خون مشو
۳
چند گریختم نشد سایه من ز من جداسایه بود موکلم گرچه شوم چو تار مو
۴
نیست جز آفتاب را قوّت دفع سایههابیش کند کمش کند این تو ز آفتاب جو
صفحهٔ ۱ از ۴