شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۱۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باده چو هست ای صنم بازمگیر و نی مگوعرضه مکن دو دست تی پر کن زود آن سبو
۲
ای طربون غم شکن سنگ بر این سبو مزناز در حق به یک سبو کم نشده‌ست آب جو
۳
زان قدحی که ساحران جان به فدا شدند از آنچون کف موسی نبی بزم نهاد و کرد طو
۴
فاش بیا و فاش ده باده عشق فاش بهعید شده‌ست و عام را گر رمضان است باش گو
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth