خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۱۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان توکه هر بندی که بربندی بدرانم به جان تو
۲
من آن دیوانه بندم که دیوان را همیبندمزبان مرغ میدانم سلیمانم به جان تو
۳
نخواهم عمر فانی را توی عمر عزیز مننخواهم جان پرغم را توی جانم به جان تو
۴
چو تو پنهان شوی از من همه تاریکی و کفرمچو تو پیدا شوی بر من مسلمانم به جان تو
صفحهٔ ۱ از ۴