خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۱۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان توکه هر بندی که بربندی بدرانم به جان تو
۲
چو چرخم من چو ماهم من چو شمعم من ز تاب توهمه عقلم همه عشقم همه جانم به جان تو
۳
نشاط من ز کار تو خمار من ز خار توبه هر سو رو بگردانی بگردانم به جان تو
۴
غلط گفتم غلط گفتن در این حالت عجب نبودکه این دم جام را از می نمیدانم به جان تو
صفحهٔ ۱ از ۳