شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۲۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در گذر آمد خیالش گفت جان این است اوپادشاه شهرهای لامکان این است او
۲
صد هزار انگشت‌ها اندر اشارت دیده شدسوی او از نور جان‌ها کای فلان این است او
۳
چون زمین سرسبز گشت از عکس آن گلزار اونعره‌ها آمد به گوشم ز آسمان این است او
۴
هین سبکتر دست درزن در عنان مرکبشپیش از آن کو برکشاند آن عنان این است او
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth