خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۲۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای جهان برهم زده سودای تو سودای توچاشنی عمرم از حلوای تو حلوای تو
۲
دامن گردون پر از در است و مروارید و لعلتا بریزد جمله را در پای تو در پای تو
۳
جانهای عاشقان چون سیلها غلتان شدهمی دوانند جانب دریای تو دریای تو
۴
جانهای عاشقان چون سیلها غلتان شدهمیدوانند جانب دریای تو دریای تو
صفحهٔ ۱ از ۳