خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۲۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز من و تو شرری زاد در این دل ز چنان روکه خطا بود از این رو و صواب است از آن رو
۲
ز همان رو که زد آتش ز همان رو کشد آتشز همان روی که مردم کندم زنده همان رو
۳
همه عشاق که مستند ز چه رو دیده ببستندکه بدانند که بیچشم توان دید به جان رو
۴
نبود روی از این سو همه پشت است از این سوکه نگنجید در این حد و نه در جان و مکان رو
صفحهٔ ۱ از ۲