خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۲۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من غلام قمرم، غیر قمر هیچ مگوپیش من جز سخن شمع و شکَر هیچ مگو
۲
سخن رنج مگو، جز سخن گنج، مگوور از این بیخبری، رنج مبر، هیچ مگو
۳
دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت:«آمدم، نعره مزن، جامه مدر، هیچ مگو»
۴
گفتم: «ای عشق! من از چیز دگر میترسم»گفت: «آن چیزِ دگر، نیست دگر، هیچ مگو
صفحهٔ ۱ از ۳