خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۲۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همه خوردند و برفتند و بماندم من و توچو مرا یافتهای صُحبتِ هر خام مجو
۲
همه سرسبزیِ جانِ تو ز اقبالِ دلستهله، چون سبزه و چون بید مرو زین لبِ جو
۳
پُر شود خانهٔ دل ماهرُخانِ زیباگُرهی همچو زلیخا، گُرهی یوسف رو
۴
حلقه حلقه بَرِ او رقصکنان، دستزنانسویِ او خَنبَد هر یک که منم بندهٔ تو
صفحهٔ ۱ از ۴