شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۲۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای کرده چهره تو چو گلنار شرم توپرهیز من ز چیست ز تو یار شرم تو
۲
گلشن ز رنگ روی تو صد رنگ ریخته‌ستچون گل چرا دمید ز رخسار شرم تو
۳
من صد هزار خرقه ز سودا بدوختمکان جمله را بسوخت به یک بار شرم تو
۴
صافی شرم توست نهان در حجاب غیبدردی بریخت بر رخ گلزار شرم تو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth