شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۵۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دانی که چیست مصلحت ما؟ گریستنپنهان ملول بودن و تنها گریستن
۲
بی درد را به صحبت ارباب دل چه کارخندیدن آشنا نبود با گریستن
۳
دایم به گریه غرقم و چون نیک بنگرمزین گریه ره دراز بود تا گریستن
۴
عمری به گریه های هوس آلود صرف شد، کنونعمری به تازه بایدم و واگریستن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth