خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۵۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نام حسنت چون برم، بر آسمان آید گرانگر به گل بادی وزد بر باغبان آید گران
۲
شهسوار حسن را، سر، مست باید بود، لیکنی چنان مستی که در دستش عنان آید گران
۳
دست بر دل مانده از درد خردمندی بسیآن که بر دست و دلش رطل گران آید گران
۴
بی گناهی بین که ان بدخو به قصد کشتنمچون به زه بندد خدنگی بر کمان آید گران
صفحهٔ ۱ از ۲