خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۵۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چندم ای نالهٔ سحر بکُشیهر دم از آتش دگر بکُشی
۲
دَرِ این دودگه دلا در بندچندم از آه بی اثر بکُشی
۳
این که پروانگی کنم، ترسمکاتشم را به بال و پر بکُشی
۴
نامه ام سنگ را بگریاندای فلک مرغ نامه بر بکُشی
صفحهٔ ۱ از ۲