خلوتی با عرفی
غزل شمارهٔ ۵۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه از غربت اندر وطن می رویز دنبالهٔ مرگ من می روی
۲
بهای تو ای نافه خود کم نبودکه برگشته سوی ختن می روی
۳
نه کم عزتی، ای دُر آخر، چراز تاج سرم در عدن می روی
۴
که دستار، ای گل، به یاد تو بستکه مشتاق وار از چمن می روی
صفحهٔ ۱ از ۲