شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

غزل شمارهٔ ۵۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوش آن گرمی ز شمع وصل مهرافروزتر باشیبر افروزی و داغ و در غمت جان سوزتر باشی
۲
برت افسانهٔ ما با نیاز آمیز تر تا کیز چشم مست خود خواهم که نا آموزتر باشی
۳
چراغ حسن خود را بر فروز از آتش عشقمچو خواهی آفتاب من که عالم سوزتر باشی
۴
نگردد بوالهوس، ای تیر، آزرده دل از تومگر از ناوک مژگان او دلدوزتر باشی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth