شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۲۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو از سر بگیرم بود سرور اوچو من دل بجویم بود دلبر او
۲
چو من صلح جویم شفیع او بودچو در جنگ آیم بود خنجر او
۳
چو در مجلس آیم شراب است و نقلچو در گلشن آیم بود عبهر او
۴
چو در کان روم او عقیق است و لعلچو در بحر آیم بود گوهر او
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth