خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۲۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هزار بار کشیدهست عشقِ کافرخوشبم ز بام به حجره، ز حجره تا سر کو
۲
شب آن چنان به گاه آمده که هی برخیزگرفته گوش مرا سخت همچو گوش سبو
۳
ز هرچه پُر کندم، من سبوی تسلیممسبو اسیر سقایست، چون گریزد از او؟
۴
هزار بار سبو را به سنگ بشکست اوشکست او خوشم آید ز شوق و ذوق رفو
صفحهٔ ۱ از ۲