خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۲۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بنشسته به گوشهای دو سه مست ترانه گوز دل و جان لطیفتر شده مهمان عنده
۲
ز طرب چون حشر شود سرشان مستتر شودفتد از جنگ و عربده سر مستان میان کو
۳
ز اشارات روحشان ز صباح و صبوحشانعسل و می روان شود به چپ و راست جوی جو
۴
نفسیشان معانقه نفسیشان معاشقهنفسی سجده طرب نفسی جنگ و گفت و گو
صفحهٔ ۱ از ۶