شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۲۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به قرار تو او رسد که بود بی‌قرار توکه به گلزار تو رسد دل خسته به خار تو
۲
گل و سوسن از آن تو همه گلشن از آن توتلفش از خزان تو طربش از بهار تو
۳
ز زمین تا به آسمان همه گویان و خامشانچو دل و جان عاشقان به درون بی‌قرار تو
۴
همه سوداپرست تو همه عالم به دست تونفسی پست و مست تو نفسی در خمار تو
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلاتن مفاعلن
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth