شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۲۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قلم از عشق بشکند چو نویسد نشان توخردم راه گم کند ز فراق گران تو
۲
کی بود همنشین تو کی بیابد گزین توکی رهد از کمین تو کی کشد خود کمان تو
۳
رخم از عشق همچو زر ز تو بر من هزار اثرصنما سوی من نگر که چنانم به جان تو
۴
چو خلیل اندر آتشم ز تف آتشت خوشمنه از آنم که سر کشم ز غم بی‌امان تو
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلاتن مفاعلن
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth