خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۲۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طیب الله عیشکم لا وحش الله منکمحق آن خال شاهدت رو به ما آر ای عمو
۲
دست جعفر که ماند از او بر سر کوه پرسموشبه مهجور عاشق من وصال مصرم
۳
دست او را دهان بدی شرح دادی از آن غم اومیکند شرح بیزبان یا ظریفون فافهموا
۴
ما همان دست جعفریم فی انقطاع الا ارحمواجنبشی که همیکنیم جمله قسری است فاعلموا
صفحهٔ ۱ از ۲