شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۲۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یا عاشقین المقصد سیحوا الی ما ترشدواو استفتشوا من یسعد یلقون این السید
۲
العشق نور مرتفع و السر نعم المکترعنهر الهوی لا ینقطع نار الهوی لا تخمد
۳
لا عشق الا بالجوی من کان فی سقم الهویان قیل طار فی الهوا لا تنکرو لا تعبدوا
۴
العشق ما فی رقه خیر لکم من عتقهجفن بکا فی عشقه لا تحسبوه ترمد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth