شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۲۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یک چند رندند این طرف در ظل دل پنهان شدهو آن آفتاب از سقف دل بر جانشان تابان شده
۲
هر نجم ناهیدی شده هر ذره خورشیدی شدهخورشید و اختر پیششان چون ذره سرگردان شده
۳
آن عقل و دل گم کردگان جان سوی کیوان بردگانبی‌چتر و سنجق هر یکی کیخسرو و سلطان شده
۴
بسیار مرکب کشته‌ای گرد جهان برگشته‌ایدر جان سفر کن درنگر قومی سراسر جان شده
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth