شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۲۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
این کیست این این کیست این شیرین و زیبا آمدهسرمست و نعلین در بغل در خانه ما آمده
۲
خانه در او حیران شده اندیشه سرگردان شدهصد عقل و جان اندر پیش بی‌دست و بی‌پا آمده
۳
آمد به مکر آن لعل لب کفچه به کف آتش طلبتا خود که را سوزد عجب آن یار تنها آمده
۴
ای معدن آتش بیا آتش چه می‌جویی ز ماوالله که مکر است و دغا ای ناگه این جا آمده
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth