خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۲۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای عاشقان ای عاشقان دیوانهام کو سلسلهای سلسله جنبان جان عالم ز تو پرغلغله
۲
زنجیر دیگر ساختی در گردنم انداختیوز آسمان درتاختی تا رهزنی بر قافله
۳
برخیز ای جان از جهان برپر ز خاک خاکدانکز بهر ما بر آسمان گردان شدهست این مشعله
۴
آن را که باشد درد دل کی رهزند باران گلاز عشق باشد او بحل کو را نشد که خردله
صفحهٔ ۱ از ۵