شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۲۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای از تو خاکی تن شده تن فکرت و گفتن شدهوز گفت و فکرت بس صور در غیب آبستن شده
۲
هر صورتی پرورده‌ای معنی است لیک افسرده‌ایصورت چو معنی شد کنون آغاز را روشن شده
۳
یخ را اگر بیند کسی و آن کس نداند اصل یخچون دید کآخر آب شد در اصل یخ بی‌ظن شده
۴
اندیشه جز زیبا مکن کو تار و پود صورت استز اندیشه‌ای احسن تند هر صورتی احسن شده
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth