خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۲۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای جان و دل از عشق تو در بزم تو پا کوفتهسرها بریده بیعدد در رزم تو پا کوفته
۲
چون عزم میدان زمین کردی تو ای روح امینذرات خاک این زمین از عزم تو پا کوفته
۳
فرمان خرمشاهیت در خون دل توقیع شدکف کرد خون بر روی خون از جزم تو پا کوفته
۴
ای حزم جمله خسروان از عهد آدم تا کنونبستان گرو از من به جان کز حزم تو پا کوفته
صفحهٔ ۱ از ۲