شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۲۸۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آمد یار و بر کفش جام میی چو مشعلهگفت بیا حریف شو گفتم آمدم هله
۲
جام میی که تابشش جان ببرد ز مشتریچرخ زند ز بوی او بر سر چرخ سنبله
۳
کوه از او سبک شده مغز از او گران شدهروح سبوکشش شده عقل شکسته بلبله
۴
پاک نی و پلید نی در دو جهان بدید نیقفل گشا کلید نی کنده هزار سلسله
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth