شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۲۹۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به لاله دوش نسرین گفت برخیزیم مستانهبه دامان گل تازه درآویزیم مستانه
۲
چو باده بر سر باده خوریم از گلرخ سادهبیا تا چون گل و لاله درآمیزیم مستانه
۳
چو نرگس شوخ چشم آمد سمن را رشک و خشم آمدبه نسرین گفت تا ما هم براستیزیم مستانه
۴
بت گلروی چون شکر چو غنچه بسته بود آن درچو در بگشاد وقت آمد که درریزیم مستانه
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth