خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۳۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
امروز بت خندان میبخش کند خندهعالم همه خندان شد بگذشت ز حد خنده
۲
پیوسته حسد بودی پرغصه ولیک این دممیجوشد و میروید از عین حسد خنده
۳
در من بنگر ای جان تا هر دو سلف خندیمکان خنده بیپایان آورد مدد خنده
۴
بربسته و بررسته غرقند در این رستهتا با همگان باشد از عین ابد خنده
صفحهٔ ۱ از ۳