خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۳۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل دست به یک کاسه با شهره صنم کردهانگشت برآورده اندر دهنم کرده
۲
دل از سر غمازی یک وعده از او گفتهدرخواسته من از وی او نیز کرم کرده
۳
عشقش ز پی غیرت گفتا که عوض جان دهاین گفت به جان رفته جان نیز نعم کرده
۴
از بعد چنان شهدی وز بعد چنان عهدیلشکرکش هجرانت بر بنده ستم کرده
صفحهٔ ۱ از ۳