خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۳۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای ز هجرانت زمین و آسمان بگریستهدل میان خون نشسته عقل و جان بگریسته
۲
چون به عالم نیست یک کس مر مکانت را عوضدر عزای تو مکان و لامکان بگریسته
۳
جبرئیل و قدسیان را بال و پر ازرق شدهانبیا و اولیا را دیدگان بگریسته
۴
اندر این ماتم دریغا تاب گفتارم نماندتا مثالی وانمایم کان چنان بگریسته
صفحهٔ ۱ از ۳