شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۳۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا چه عشق است آن صنم را با دل پرخون شدههر زمان گوید که چونی ای دل بی‌چون شده
۲
دم به دم او کف خود را از دلم پرخون کندتا ز دست دست او خون دلم جیحون شده
۳
نام عاشق بر من و او را ز من خود صبر نیستعشق معشوقم ز حد عشق من افزون شده
۴
چونک کردم رو به بالا من بدیدم یک مهیفتنه خورشید گشته آفت گردون شده
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth