شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۳۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
این چه باد صرصر است از آسمان پویان شدهصد هزاران کشتی از وی مست و سرگردان شده
۲
مخلص کشتی ز باد و غرقه کشتی ز بادهم بدو زنده شده‌ست و هم بدو بی‌جان شده
۳
باد اندر امر یزدان چون نفس در امر توز امر تو دشنام گشته وز تو مدحت خوان شده
۴
بادها را مختلف از مروحه تقدیر داناز صبا معمور عالم با وبا ویران شده
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth