خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۳۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کی بود خاک صنم با خون ما آمیختهخوش بود این جسمها با جانها آمیخته
۲
این صدفهای دل ما با چنین درد فراقبا گهرهای صفای باوفا آمیخته
۳
روز و شب با هم نشسته آب و آتش هم قرینلطف و قهری جفت و دردی با صفا آمیخته
۴
وصل و هجران صلح کرده کفر ایمان یک شدهبوی وصل شاه ما اندر صبا آمیخته
صفحهٔ ۱ از ۵