شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۳۷۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هله صیاد نگویی که چه دام است و چه دانهکه چو سیمرغ ببیند بجهد مست ز لانه
۲
بجز از دست فلانی مستان باده که آن میبرهاند دل و جان را ز فسون و ز فسانه
۳
بخورد عشق جهان را چو عصا از کف موسیبه زبانی که بسوزد همه را همچو زبانه
۴
نه سماع است نه بازی که کمندی است الهیمنگر سست به نخوت تو در این بیت و ترانه
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth