شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۳۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای خداوند! یکی یارِ جفاکارش دهدلبری عشوه‌دهِ سرکشِ خون‌خوارش ده
۲
تا بداند که شب ما به چه سان می‌گذردغم عشقش ده و عشقش ده و بسیارش ده
۳
چند روزی جهت تجربه بیمارش کنبا طبیبی دغلی پیشه سر و کارش ده
۴
ببَرَش سوی بیابان و کُن او را تشنهیک سَقایی حَجَری سینه، سبکسارش ده
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth