شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۲۳۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن دم که در رباید باد از رخ تو پردهزنده شود بجنبد هر جا که هست مرده
۲
از جنگ سوی ساز آ وز ناز و خشم بازآای رخت‌های خود را از رخت ما نورده
۳
ای بخت و بامرادی کاندر صبوح شادیآن جام کیقبادی تو داده ما بخورده
۴
اندیشه کرد سیران در هجر و گشت سکرانصافت چگونه باشد چون جان فزاست درده
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth