خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۴۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای در طواف ماه تو ماه و سپهر مشتریای آمده در چرخ تو خورشید و چرخ چنبری
۲
یا رب منم جویان تو یا خود توی جویان منای ننگ من تا من منم من دیگرم تو دیگری
۳
ای ما و من آویخته وی خون هر دو ریختهچیزی دگر انگیخته نی آدمی و نی پری
۴
تا پا نباشد ز آنک پا ما را به خارستان بردتا سر نباشد ز آنک سر کافر شود از دوسری
صفحهٔ ۱ از ۶