خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۴۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای یوسفِ خوشنام هی! در ره میا بیهمرهیمسکل ز یعقوبِ خِرَد تا درنیفتی در چهی
۲
آن سگ بود کاو بیهده خسپد به پیش هر دریو آن خر بود کز ماندگی آید سویِ هر خرگهی
۳
در سینه این عشق و حسد، بین کز چه جانب میرسددل را کی آگاهی دهد؟ جز دلنوازی آگهی
۴
مانند مرغی باش هان بر بیضه همچو پاسبانکز بیضهی دل زایدت مستی و وصل و قهقهی
صفحهٔ ۱ از ۴